سرزمین نفرین شده
در کشور من
جایی برای عشق ورزیدن نیست
بیا
خیانت کنیم
در کشورمن
جایی برای اعتراض نیست
بیا
سرکوب کنیم
در کشور من
جایی برای عبادت نیست
بیا
کفر بورزیم
در کشور من
جایی برای رفتن،آمدن و خاطره اندوختن نیست
بیا......
کجا تو را دعوت می کنم
هر جا هستی بمان
بی درد،بی خاطره،بی کشور
معجزه بدون خدا
برای استاد مجید انتظامی
بوی پیراهن یوسف
دوشفا داشت
چشمان بینای یعقوب
و دل خجسته زلیخا
این آخرین معجزه
بدون خدا بود
مرا ببین
سراغ اشک هایم را
از شانه هایت بگیر
اگرچه هیچ وقت آنها را ندیدی
جمعه تعطیل نیست
هفت روز هفته را
منتظر می مانم
وقتی نمی آیی
جمعه برای چشمان من تعطیل نیست
بوی گندم
هر بار
که ترا صدا می کنم
دهانم بوی گندم می دهد
گم شده ایم
تو روی زمینی
من هم روی زمینم
کدام جاده ناتمام است
که به هم نمی رسیم
دوباره متولد می شوم
این پنجره را روزهایی گشودم که اصلا فکر نمی کردم ماحصل دیدن ها وشنیدن هایم کتابی شود. واز قضا مورد توجه قرار گیرد.به خود غره نشدم که الطاف خوانندگان مرا به این باور رسانده. آنها که شناخته ونشناخته ابراز محبت کردند.
این پنجره را بی بهانه مدتها بود که بسته بودم. بسته که نه،نگشوده بودم. اما حالا دلم می خواهد با کوله باری از تجربه دوباره برگردم.واز این پنجره ها به خودم به تو وبه زندگی نگاه کنم.
مرا از لبخندهایت محروم نکن می خواهم دوباره متولد شوم.
مهمان دستان شما هستم
مجموعه شعرهایی که عاشقانه سروده شده اندبانام "تو وجاده همدستید" بالاخره اسم مرا بر پیشانی گرفتند.
این کتاب از شنبه در کتاب فروشی های معتبر تهران وشهرستانها در دسترس
علاقه مندان است.
عزیزانی که تمایل به خرید یا تهیه وتوزیع این کتاب دارند می توانند با نشر پایان به شماره 09122506207 تماس بگیرند.
این کتاب در برگیرنده سروده های عاشقانه من وطرح های زیبای اردشیر رستمی عزیز است.
آمدم دوباره
کتابم مجوز گرفت.
منتظر انتشارش باشید.با بهترین کیفیت منتشرش می کنم.هرکس سفارش دارد،ای میل بزند.
واقعا کسی سفارش دارد؟
یک احساس در دست ناشر
سلام
همانطور که پیشتر خبر داده بودم.کتاب فردا به دست ناشر سپرده می شود.
مجموعه ای از شعرهای عاشقانه با طرح هایی از اردشیر رستمی عزیز
تا زمان انتشار مجموعه این وبلاگ به روز نمی شوداما کماکان از همین پنجره به شما سلام خواهم داد.

